گنبد سلطانیه
گنبد سلطانیه
گنبد سلطانيه که جزو میراث جهانی بشر است؛ در شهر سلطانيه در 35 کيلومتري شهر زنجان واقع شده و بناي آن به دستور سلطان محمد خدابنده از سال 704 هجري قمري شروع و در مدت 9 سال در تاريخ 713 هجري قمري پايان يافته است. اين گنبد با 5/48 مترارتفاع و 6/25 متر قطر دهانه یکی از بناهاي عظيم تاريخي جهان است.
گنبد سلطانيه (به روايتي) براساس طرح آرامگاه غازان خان كه آن نيز از بناي آرامگاه سلطان سنجر در مرو الهام گرفته، ساخته شده با اين تفاوت كه پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع و پلان گنبد سلطانيه هشت ضلعي است. اگرچه تا حد زيادي معماري آرامگاه سلطان سنجر در بناي سلطانيه تاثير گذاشته بود اما جنبه ابتكاري در بناي اخير به حدي است كه آن را به صورت يكي از شاهكارهاي هنر و معماري ايران در آورده است كه بعدها نمونه و الگويي براي احداث تعداد زيادي بنا شد. معماري گنبد سلطانيه را سيد علي شاه انجام داده است.
از جمله مهمترين آثاري كه به تقليد از گنبد سلطانيه پدید آمده، می توان از گنبد كليساي سانتاماريا دلفيوره نام برد كه بيش از صد سال بعد از آن ساخته شده است. گنبد سلطانیه از جمله آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو می باشد؛ و آنوبانینی آن را یکی از مهمترین اثار باستانی جهانی منطقه به شمار می آورد. در سال های اخیر توجه به این اثر بیشتر شده و تعمیر و نگهداری اثر نسبتا به خوبی در حال انجام است.
با یک بار بازدید از این اثر عظیم نمی توان به درستی به عجایب آن پی برد، شکوه اثر در وحله اول انسان را به حدی محو خود می کند که امکان بررسی علمی را از انسان تا حدود زیادی از او سلب میکند. به هر حال نظر به جهانی بودن این اثر و حضور جهانگردان بسیار در منطقه برای دیدن این اثر کم نظیر توسعه بیشتر امکانات توریستی این شهر نیز لازم به نظر می آید.جالب اين كه در ساخت گنبد بزرگ شهر فلورانس از اين گنبد الگوبرداری شده است. بنای اين گنبد كه بعد از گنبدهای سانتامارينا و اياصوفيه سومين گنبد بزرگ دنياست، شامل سه بخش اصلی ورودی، تربتخانه و سردابه است.
گويا انگيزهی ساختن اين گنبد در ابتدا برپا كردن مقبرهای جهت به خاك سپردن استخوانهای حضرت علی و امام حسين بوده است. و اما در بارهی اولجايتو، سلطان ايلخانی، جالب است بدانيد كه وی ابتدا طبق اعتقادات نياكان خود شمنپرست (جادوگری و ساحرهگی) بوده كه بعد به دين مسيحيت گريش پيدا كرده و مسيحی شده و نمايندهی پاپ میشود. بعد از آن توسط همسر خود به دين اسلام گرايش پيدا كرده و مسلمان سنی گرديده و نام محمد خدابنده را برمی گزيند. سر آخر شيعه شده و در اين دوران پس از سفر به كربلا و نجف تصميم میگيرد كه مقبرهای در سلطانيه، پایتخت ايلخانان بسازد و استخوانهای حضرت علی و امام حسين را در آن دفن كند، اما در نهايت اين مقبره محلی برای دفن خود وی شد و آن مقاصدش عملی نگرديد.
تزيينات و نحوهی ساخت اين مقبره در واقع نقطهی عطفی در معماری آن دوران بوده به اين شكل كه سبكی جديد را در معماری بهوجود آورده كه از معماری زمان سلجوقيان منفك شده است. برای تزيين بنا در اين دوران از كاشی به همراه آجر و همچنين برای اولين بار از آيات قرآن استفاده شده است. حكاكیهايی در آجرهای ديوارها و سقفهای رنگين بنا نيز ديده میشود.
موضوع جالب توجهی كه در اين بنا وجود دارد، دالانهای تودرتويی در سردابهی آن است كه حدس زده میشود برای اجرای مراسم خاصی به كار میرفته. حتا حدس میزنند كه سلطان محمد خدابنده در نهايت دوباره به اصل خود برگشته و شمنپرست شده و اين دالانها و فضاها برای اجرای مراسم مذهبی خاص پس از مرگ وی بوده است. البته جسد وی نيز به جای دفن در سردابه، در كوههای اطراف دفن شده است.
ارك تبريز
بناي شكوهمند ارك تبريز بازمانده مسجدي است كه در فاصله سالهاي ٧١٦تا ٧٢٤ ه٠ق به همت تاج الدين عليشاه جيلان تبريزي ،وزير اولجايتو و بهادر خان از ايلخانان مغول ساخته شد٠قسمت جنوبي اين مسجد داراي طاق بزرگي بود و مورخان نوشته اند:به علت فرو نشستن بنيان و تعجيل در اتمام آن ، طاق مذكور شكسته و فروريخته است٠بنايي كه اكنون به صورت سه ديوار بلند به شكل ايوان ديده ميشود،قسمت مسقف مسجد بود كه عرض و ارتفاع آن هر يك حدود ٣٠ متر است٠ در حفريات اخير دريافتند كه ٧متر از ديوارها در زير خاك مانده است٠ عرض ديوارا حدود ١٠ متر است و در داخل ، مركب از دو ديوار عريض و مستحكم است كه در چند مرحله به وسيله طاقهاي متعدد متصل شده اند٠ اين بناي عظيم در بيشتر سفرنامه ها و تواريخ وصف شده است٠ابن بطوطه مي نويسد در بيرون از مسجد از دست راست مدرسه و از دست چپ زاويه اي وجود دارد و صحن آن با سنگ هاي مرمر فرش گرديده و ديوارها با كاشي پوشانده شده و جوي آبي از وسط آن مي گذرد و انواع درختان و موها و ياسمين در آن به عمل آورده اند٠ حمد الله مستوفي معاصر عليشاه مي نويسد : مسجد جامع بزرگي است كه صحن آن ٢٥ گز در ٢٠٠ است و در او صفه اي بزرگ از ايوان كسري به مداين بزرگتر٠بدر الدين محمود العيني مي نويسد :در وسط صحن مسجد حوض مربعي بود كه هر ضلع آن ١٥٠ زراع طول داشت و سكويي در وسط آن بود كه در هر سوي آن از دهان مجسمه شير ، آب فرو ميريخت ٠ بالاي سكو نيز فواره هشت گوشي بود كه دو دهانه آب پران داشت ، طاق نوك تيز محراب به وسيله دو ستون مسي اندلسي نگاه داشته ميشد و قاب محراب با طلا و نقره تزئين ونقاشي شده بود٠ چراغهاي مزين به زر و سيم با زنجيرهاي مسي از سقف آويزان بودندو داخل طاق را روشن مي كردندو پنجره هاي مشبك نيز هر كدام ٢٠ شيشه دايره اي مزين به طلا و نقره داشت٠ تاجر ونيزي كه حدود سال ٨٨٦ ه٠ق سومين سال سلطنت سلطان يعقوب آق قويونلو از تبريز ديدن كرده مي نويسد: جامع عليشاه بلندترين بناهاي تبريز و داراري صحن بزرگي است ٠ در ميان صحن حوضي دارد كه چهار گوش است، درازا و پهناي آن هز كدام به اندازه صدقدم و ژرفايش شش پاست و پلكاني از كنار استخر به ايوان آن منتهي ميشود٠ طاق شبستان مسجد به قدري بلند است كه اگر كمان كشي تيري در كمان مناسبي قرار دهد و رها كند هرگز به طاق شبستان نمي رسد٠ دور مسجد را با سنگهاي نفيسي طاق بندي كرده اند و طاق روي ستونهايي از مرمر قرار دارد و مرمر به اندازه اي ظريف و شفاف است كه به بلور نفيس مي ماند٠ اين مسجد سه در دارد كه هر كدام طاقي به عرض ٤٠ و بلندي ٢٠پا دارد ٠ ستونهاي دو سوي درها از سنگ مرمر نيست بلكه از سنگهاي الوان ساخته شده است٠ بقيه طا ق با گچ مقرنس كاري و تزئين شده است٠ مرتضي ميزرا پسر عم نادر ميرزا مولف تاريخ و جغرافياي دارالسطنه تبريز در سال ١٢٩٨ ه٠ق از ارگ عليشاه يدن كرد و مشخصات بقاياي اين بنا را شرح داد ٠٦٠ سال پس از او دونالدويلبر مولف كتاب معماري اسلامي ايران در دوره ايلخانان علاوه بر توصيف دقيق بازمانده بنا ، نقشه جالبي از آن ترسيم كرد ٠ از اين اطلاعات معلوم ميشود كه اين بنا در زمان تاج الدين عليشاه مسجد جامع شهر و مزين به كاشي و ازاره سنگي و ستونهاي مرمري و كتيبه ها و گچبريهاي زيبايي بد و بعدها رو به ويراني نهاده و متروك شده است٠ در دوران قاجاريه صحن ، محل زاويه و مدرسه عليشاه مبدل به انبار غلات و مخزن مهمات قشون گرديد و حصاري درو آن كشيده شده و به نام ارگ مشهور شد٠ ارگ تبريز بارها هدف گلوله توپ مهاجمان قرار گرفت و آسيب زيادي به ديوارهاي آن وارد آمد٠ در زمان مشروطيت هم بناهاي اطراف آن محزن مهمات دولتي بود٠ اين مخزن به دست مشروطه خواهان افتاد و باعث تقويت آنان گرديد٠ازگ تبريز هميشه به صورت سنگري مستحكم و مسلط بر شهر تبريز محسوب ميشده است ٠ در اوايل حكومت پهلوي ، صحن ارگ به صورت گردشگاه عمومي در آمد و باغ ملي نام گرفت ٠در حال حاضر در محوطه ارگ مصلاي جديد امام و مجموعه فرهنگي بزرگي در دست احداث است